دیپفیک و تحریف تصویر در اینستاگرام چه مجازاتی دارد؟
دیپفیک در اینستاگرام چگونه پیگیری میشود؟ بررسی مسئولیت کیفری انتشار تصاویر، فیلمها و صداهای دستکاریشده با هوش مصنوعی، ادله اثبات و مراحل شکایت

دیپفیک به محتوایی گفته میشود که در آن با استفاده از هوش مصنوعی یا ابزارهای ویرایش دیجیتال، چهره، صدا یا حرکات یک شخص بهگونهای تغییر داده میشود که مخاطب تصور کند محتوای ساختگی، واقعی است.
برای مثال، ممکن است:
- چهره یک شخص روی بدن فرد دیگری قرار داده شود؛
- صدای او شبیهسازی شود؛
- فیلمی ساخته شود که ظاهراً شخص در آن سخنانی گفته است؛
- تصویر فرد در یک موقعیت مجرمانه، اخلاقی یا حیثیتزدا نمایش داده شود؛
- یا ویدئویی تولید شود که ظاهراً شخص یک کالا، نامزد انتخاباتی یا کسبوکار را تأیید میکند.
در حقوق ایران هنوز عنوان کیفری مستقلی با نام دقیق «جرم دیپفیک» در قانون جرائم رایانهای وجود ندارد. بااینحال، بسیاری از رفتارهای مرتبط با دیپفیک میتوانند با عناوین قانونی موجود، بهویژه تغییر یا تحریف تصویر، صوت یا فیلم دیگری و انتشار حیثیتزدا، بررسی شوند.
مبنای اصلی این موضوع ماده ۷۴۴ قانون مجازات اسلامی است. این ماده مقرر میکند هرکس از طریق سامانههای رایانهای یا مخابراتی، فیلم، صوت یا تصویر دیگری را تغییر یا تحریف و آن را منتشر کند، یا با علم به تغییر و تحریف، محتوای مزبور را منتشر نماید، بهگونهای که عرفاً موجب هتک حیثیت آن شخص شود، قابل مجازات است. (NezamAt)
بنابراین، صرف استفاده از هوش مصنوعی جرم نیست. آنچه اهمیت دارد این است که:
- تصویر، صوت یا فیلم مربوط به شخص دیگری باشد؛
- تغییر یا تحریف شده باشد؛
- منتشر یا در دسترس دیگران قرار گرفته باشد؛
- انتشار به متهم قابل انتساب باشد؛
- و نتیجه رفتار عرفاً موجب هتک حیثیت شخص شود.
قاعده اصلی چنین است:
ساخت یک فایل جعلی و انتشار آن دو موضوع مرتبط اما متفاوتاند؛ ماده ۷۴۴ بهطور مشخص بر تغییر یا تحریف همراه با انتشار حیثیتزدا تمرکز دارد.
دیپفیک چیست؟
دیپفیک ترکیبی از فناوری هوش مصنوعی و پردازش تصویر یا صداست که میتواند محتوایی شبیه واقعیت تولید کند.
این فناوری ممکن است برای امور مشروع استفاده شود؛ مانند:
- تولید فیلم و جلوههای ویژه؛
- دوبله و بازسازی صدا؛
- آموزش؛
- طنز آشکار؛
- بازسازی آثار تاریخی؛
- یا ساخت شخصیتهای مجازی.
اما همین فناوری ممکن است برای رفتارهای زیانبار نیز به کار رود؛ از جمله:
- ساخت فیلم جنسی جعلی؛
- جعل سخنان یک شخص؛
- تخریب اعتبار حرفهای؛
- کلاهبرداری با صدای جعلی؛
- تبلیغات بدون رضایت؛
- تهدید و اخاذی؛
- یا ساخت مدرک جعلی برای متهمکردن دیگری.
از نظر حقوقی، نام ابزار اهمیت درجه دوم دارد. چه تصویر با یک نرمافزار ساده ویرایش شده باشد و چه با مدل پیشرفته هوش مصنوعی، باید عناصر رفتار و نتیجه آن بررسی شود.
تفاوت دیپفیک، مونتاژ و ویرایش معمولی چیست؟
ویرایش معمولی
شامل اقداماتی مانند:
- اصلاح نور؛
- تغییر رنگ؛
- حذف قرمزی چشم؛
- برش تصویر؛
- افزایش وضوح؛
- یا قراردادن فیلتر زیبایی
است.
این تغییرات بهخودیخود لزوماً موجب مسئولیت کیفری نیستند.
مونتاژ
در مونتاژ، بخشهایی از چند تصویر یا فیلم با یکدیگر ترکیب میشوند؛ برای مثال، چهره شخصی روی تصویر فرد دیگری قرار میگیرد.
دیپفیک
در دیپفیک معمولاً از الگوریتمهای هوش مصنوعی برای بازسازی چهره، حرکت لبها، حالت صورت یا صدا استفاده میشود؛ بهگونهای که تشخیص جعلیبودن محتوا برای مخاطب عادی دشوارتر است.
از نظر ماده ۷۴۴، تفاوت اصلی این روشها تعیینکننده نیست. مهم این است که آیا:
- تصویر، صدا یا فیلم دیگری تغییر یا تحریف شده؛
- منتشر شده؛
- و عرفاً موجب هتک حیثیت او شده است.

متن ماده ۷۴۴ قانون مجازات اسلامی
بر اساس ماده ۷۴۴:
هرکس به وسیله سامانههای رایانهای یا مخابراتی، فیلم، صوت یا تصویر دیگری را تغییر دهد یا تحریف کند و آن را منتشر نماید، یا با علم به تغییر یا تحریف منتشر کند، بهنحویکه عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به مجازات قانونی محکوم خواهد شد.
مجازات مقرر در متن ماده، حبس از نودویک روز تا دو سال یا جزای نقدی یا هر دو است. مبلغ جزای نقدی این ماده بر اساس تعدیل سال ۱۴۰۳، پنجاه میلیون تا سیصدوسی میلیون ریال است. همچنین به دلیل قرارگرفتن این جرم در زمره جرائم قابل گذشت موضوع ماده ۱۰۴، مجازات حبس آن مطابق تبصره ماده ۱۰۴ به نصف کاهش مییابد. (NezamAt)
اگر تغییر یا تحریف به شکل مستهجن باشد، تبصره ماده ۷۴۴ اعمال حداکثر هر دو مجازات مقرر را پیشبینی کرده است. (NezamAt)
شرایط تحقق جرم موضوع ماده ۷۴۴
برای انطباق رفتار با ماده ۷۴۴، معمولاً باید چند عنصر اصلی وجود داشته باشد.
۱. محتوا متعلق به شخص دیگری باشد
موضوع جرم میتواند:
- عکس؛
- فیلم؛
- صوت؛
- یا ترکیبی از آنها
باشد.
لازم نیست فایل اولیه خصوصی باشد. حتی یک عکس عمومی ممکن است تحریف و بهگونهای منتشر شود که حیثیت صاحب تصویر آسیب ببیند.
این نکته، ماده ۷۴۴ را از ماده ۷۴۵ متمایز میکند؛ زیرا ماده ۷۴۵ بیشتر ناظر به انتشار بدون رضایت صوت، تصویر، فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری است. (NezamAt)
۲. تصویر، فیلم یا صدا تغییر یا تحریف شده باشد
تغییر ممکن است شامل این موارد باشد:
- قراردادن چهره روی بدن دیگری؛
- تغییر محتوای سخنان؛
- بریدن و ترکیب بخشهای فیلم؛
- تقلید یا بازسازی صدا؛
- تغییر حرکت لبها؛
- افزودن اشخاص یا اشیا؛
- حذف بخشی از تصویر برای تغییر معنا؛
- یا ساخت محتوای مصنوعی منتسب به شخص.
۳. محتوا منتشر شده باشد
صرف نگهداری یک فایل تحریفشده روی تلفن همراه، بدون انتشار، الزاماً تمام عناصر ماده ۷۴۴ را محقق نمیکند.
انتشار میتواند از طریق:
- پست؛
- استوری؛
- ریلز؛
- لایو؛
- دایرکت؛
- گروه؛
- کانال؛
- پیامرسان؛
- وبسایت؛
- یا هر سامانه رایانهای یا مخابراتی دیگر
انجام شود.
۴. انتشار موجب هتک حیثیت عرفی شود
هر تغییر جزئی یا طنز تصویری لزوماً جرم نیست. محتوا باید در اوضاعواحوال پرونده عرفاً به آبرو، اعتبار یا شأن شخص لطمه بزند.
۵. انتشار به متهم منتسب باشد
باید مشخص شود:
- چه کسی فایل را ساخته است؛
- چه کسی آن را منتشر کرده است؛
- چه کسی حساب را اداره میکرده؛
- و منتشرکننده از تحریفشدهبودن محتوا اطلاع داشته است یا خیر.
آیا صرف ساختن دیپفیک جرم است؟
ماده ۷۴۴ ساخت یا تحریف را همراه با انتشار مورد توجه قرار داده است. بنابراین، اگر شخصی فایل تحریفشدهای بسازد اما آن را منتشر نکند، انطباق رفتار با ماده ۷۴۴ محل بررسی دقیق خواهد بود.
بااینحال، ساخت فایل ممکن است مقدمه یا بخشی از رفتارهای دیگری باشد؛ برای مثال:
- فایل برای تهدید قربانی ارسال شود؛
- در برابر حذف آن پول مطالبه شود؛
- برای فریب یک بانک یا شرکت استفاده شود؛
- بهعنوان سند جعلی ارائه گردد؛
- یا در اختیار شخص دیگری برای انتشار قرار گیرد.
در این موارد، ممکن است عنوانهایی مانند تهدید، معاونت، کلاهبرداری، استفاده از سند یا داده جعلی یا جرائم دیگر مطرح شوند.
بنابراین، نبود انتشار عمومی همیشه به معنای نبود هرگونه مسئولیت نیست.
آیا ارسال دیپفیک فقط برای خود قربانی جرم است؟
اگر فایل فقط برای خود شخص ارسال شود، باید رفتار دقیق بررسی شود.
ارسال فایل برای قربانی ممکن است با هدف:
- تهدید به انتشار؛
- اخاذی؛
- آزار روانی؛
- اجبار به ادامه رابطه؛
- یا وادارکردن او به انجام کاری
باشد.
در چنین حالتی ممکن است عنوان اصلی، تهدید موضوع ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی باشد؛ بهخصوص اگر فرستنده اعلام کند فایل را برای خانواده، محل کار یا عموم منتشر خواهد کرد.
برای تحقق ماده ۷۴۴، موضوع انتشار یا در دسترس قرارگرفتن فایل برای دیگران اهمیت دارد. بنابراین، ارسال صرفاً برای خود شخص باید از ارسال برای اشخاص ثالث تفکیک شود.
آیا انتشار در دایرکت یک نفر نیز انتشار محسوب میشود؟
ارسال فایل تحریفشده برای یک شخص ثالث میتواند نوعی انتشار یا در دسترس قراردادن محتوا باشد.
برای مثال، شخصی فیلم جعلی یک کارمند را فقط برای مدیر شرکت ارسال میکند تا او را بیاعتبار کند. هرچند محتوا عمومی نشده، ممکن است همان ارسال محدود، آسیب شغلی و حیثیتی جدی ایجاد کند.
تعداد مخاطبان ممکن است در ارزیابی شدت ضرر و مجازات مؤثر باشد، اما محدودبودن انتشار لزوماً مسئولیت را منتفی نمیکند.
منظور از هتک حیثیت عرفی چیست؟
هتک حیثیت عرفی یعنی محتوا با توجه به معیارهای متعارف جامعه و شرایط شخص، موجب لطمه به آبرو، اعتبار یا شأن او شود.
برای تشخیص، ممکن است این عوامل بررسی شوند:
- محتوای تصویر یا فیلم؛
- میزان شباهت به واقعیت؛
- عنوان و توضیح همراه آن؛
- مخاطبان انتشار؛
- جایگاه حرفهای و اجتماعی شخص؛
- احتمال باورپذیری محتوا؛
- قصد منتشرکننده؛
- واکنش مخاطبان؛
- و آثار واقعی ایجادشده.
برای مثال، ساخت ویدئویی که یک وکیل را در حال دریافت رشوه نشان میدهد، میتواند آثار متفاوتی از یک تصویر طنز آشکار و غیرقابلباور داشته باشد.
صرف ناراحتی شخص برای تحقق جرم کافی نیست؛ اما لزومی نیز ندارد که قربانی حتماً شغل یا درآمد خود را از دست داده باشد. معیار هتک حیثیت، صرفاً ضرر مالی نیست.
آیا دیپفیک طنز یا پارودی جرم است؟
هر محتوای طنز یا پارودی جرم محسوب نمیشود.
برای ارزیابی باید پرسید:
- آیا مخاطب متعارف متوجه ساختگی و طنزآمیزبودن محتوا میشود؟
- آیا محتوا بهعنوان فیلم واقعی منتشر شده است؟
- آیا شخص را در موقعیت موهن یا مجرمانه نشان میدهد؟
- آیا توضیح روشنی درباره ساختگیبودن آن وجود دارد؟
- آیا هدف نقد و طنز بوده یا تخریب آبرو؟
- و آیا انتشار عرفاً موجب هتک حیثیت شده است؟
نوشتن عبارتهایی مانند «طنز»، «ساختهشده با هوش مصنوعی» یا «غیرواقعی» میتواند قرینهای مهم باشد، اما همیشه مسئولیت را از بین نمیبرد.
اگر محتوا با وجود برچسب طنز:
- مستهجن باشد؛
- حاوی توهین یا افترا باشد؛
- بهصورت گسترده موجب تخریب حیثیت شود؛
- یا برای فریب مالی استفاده شود،
ممکن است همچنان مسئولیت قانونی مطرح باشد.
آیا درج برچسب «ساختهشده با هوش مصنوعی» مانع جرم است؟
خیر، لزوماً.
این برچسب میتواند احتمال فریب مخاطب را کاهش دهد، اما تمام آثار محتوا را خنثی نمیکند.
برای مثال، اگر فیلم مصنوعی شخصی در وضعیت جنسی یا بسیار موهن ساخته و منتشر شود، نوشتن عبارت «این فیلم واقعی نیست» الزاماً مانع هتک حیثیت نمیشود.
در مقابل، اگر محتوا کاملاً آموزشی، انتقادی یا هنری باشد و ساختگیبودن آن بهوضوح اعلام شود، وضعیت متفاوتی خواهد داشت.
ارزیابی نهایی به:
- محتوا؛
- زمینه؛
- نحوه ارائه؛
- قصد؛
- گستره انتشار؛
- و آثار رفتار
بستگی دارد.
دیپفیک مستهجن چه مجازاتی دارد؟
اگر تغییر یا تحریف تصویر، صوت یا فیلم بهصورت مستهجن باشد، تبصره ماده ۷۴۴ مقرر کرده است مرتکب به حداکثر هر دو مجازات ماده محکوم شود. (NezamAt)
در چنین پروندهای ممکن است علاوه بر ماده ۷۴۴، مقررات مربوط به انتشار محتوای مستهجن نیز قابل بررسی باشند.
قانون جرائم رایانهای، انتشار، توزیع، معامله یا در دسترس قراردادن محتوای مستهجن را نیز جرمانگاری کرده است. بنابراین، یک فیلم جنسی دیپفیک ممکن است از چند جهت بررسی شود:
- تحریف تصویر شخص؛
- هتک حیثیت؛
- انتشار محتوای مستهجن؛
- تهدید یا اخاذی؛
- نشر اکاذیب؛
- و در صورت استفاده از تصویر خصوصی واقعی، ماده ۷۴۵.
رابطه این عناوین و مقررات تعدد جرم به رفتارهای مستقل انجامشده و تشخیص مرجع قضایی بستگی دارد. (NezamAt)
منظور از محتوای مستهجن چیست؟
در قانون جرائم رایانهای، محتوای مستهجن به تصویر، صوت یا متن واقعی یا غیرواقعی گفته میشود که برهنگی کامل، اندام تناسلی یا عمل جنسی را نمایش دهد.
بنابراین، مصنوعی یا غیرواقعیبودن فایل مانع مستهجن تلقیشدن آن نیست. محتوای ساختهشده با هوش مصنوعی نیز ممکن است در تعریف قانونی قرار گیرد. (NezamAt)
این موضوع در پروندههای دیپفیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مرتکب نمیتواند صرفاً با این دفاع که «فیلم واقعی نبود» تمام مسئولیت را منتفی بداند.
تفاوت دیپفیک مستهجن با انتشار فیلم خصوصی واقعی
این دو وضعیت باید از یکدیگر تفکیک شوند.
دیپفیک مستهجن
فیلم یا تصویر واقعی نیست، اما چهره یا صدای شخص روی محتوای دیگری قرار داده شده است.
عنوان اصلی ممکن است ماده ۷۴۴ و مقررات محتوای مستهجن باشد.
فیلم خصوصی واقعی
محتوا واقعاً متعلق به شخص است و بدون رضایت او منتشر شده است.
در این حالت، ماده ۷۴۵ درباره انتشار صوت، تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی بدون رضایت ممکن است مطرح شود. (NezamAt)
حالت ترکیبی
ممکن است بخشی از یک فایل خصوصی واقعی تحریف و سپس منتشر شود.
در این وضعیت، هم تحریف محتوا و هم انتشار محتوای خصوصی باید بررسی شوند.
دیپفیک صوتی چیست؟
دیپفیک صوتی به فایل یا تماس صوتیای گفته میشود که در آن صدای یک شخص با هوش مصنوعی تقلید یا بازسازی شده است.
ممکن است از این روش برای موارد زیر استفاده شود:
- ساخت اعتراف جعلی؛
- انتشار سخنان سیاسی یا حرفهای دروغین؛
- درخواست انتقال وجه با صدای مدیر؛
- جعل صدای اعضای خانواده؛
- تهدید؛
- یا تخریب اعتبار شخص.
ماده ۷۴۴ علاوه بر تصویر و فیلم، صوت را نیز صراحتاً در بر میگیرد. بنابراین، تحریف صدای دیگری و انتشار حیثیتزدای آن میتواند مشمول همین ماده باشد. (NezamAt)
کلاهبرداری با صدای جعلی چگونه بررسی میشود؟
فرض کنید شخصی با صدای شبیهسازیشده مدیرعامل، برای واحد مالی شرکت پیامی ارسال و درخواست انتقال وجه میکند.
در این پرونده باید بررسی شود:
- فایل صوتی چگونه ساخته شده است؛
- آیا مخاطب فریب خورده است؛
- آیا وجهی منتقل شده است؛
- پول به چه حسابی رفته است؛
- چه کسی از آن منتفع شده است؛
- و چه ارتباطی میان سازنده صدا و دریافتکننده وجه وجود دارد.
ممکن است عنوان اصلی پرونده فقط تحریف صوت نباشد و کلاهبرداری، شروع به کلاهبرداری، جعل داده یا عناوین دیگر نیز مطرح شوند.
اگر فایل فقط برای فریب مالی استفاده شده و موجب هتک حیثیت نشده باشد، انطباق آن با ماده ۷۴۴ باید جداگانه بررسی شود؛ زیرا هتک حیثیت یکی از عناصر این ماده است.
ساخت اعتراف جعلی با هوش مصنوعی چه حکمی دارد؟
ساخت فیلم یا صدایی که ظاهراً شخص در آن:
- به ارتکاب جرم اعتراف میکند؛
- رابطهای را تأیید میکند؛
- دریافت رشوه را میپذیرد؛
- یا درباره موضوعی حیثیتزا سخن میگوید،
ممکن است چند عنوان قانونی ایجاد کند.
حسب شرایط، موضوع میتواند شامل این موارد باشد:
- تحریف صوت یا تصویر؛
- افترا؛
- نشر اکاذیب رایانهای؛
- هتک حیثیت؛
- استفاده از دلیل جعلی؛
- یا کلاهبرداری.
ماده ۷۴۶، انتشار اکاذیب یا نسبتدادن اعمال خلاف حقیقت به شخص حقیقی یا حقوقی از طریق سامانههای رایانهای یا مخابراتی را با قصد اضرار یا تشویش اذهان جرم میداند. بنابراین، یک اعتراف جعلی ممکن است هم تحریف محتوا و هم نشر اکاذیب محسوب شود؛ مشروط بر اینکه عناصر هر عنوان جداگانه اثبات شوند. (NezamAt)
آیا دیپفیک میتواند افترا باشد؟
بله.
اگر محتوای جعلی، ارتکاب جرم مشخصی را به شخص نسبت دهد، ممکن است افترا نیز مطرح شود.
برای مثال، فیلم جعلی شخصی را در حال:
- دریافت رشوه؛
- استعمال مواد مخدر؛
- سرقت؛
- جعل سند؛
- یا ارتکاب جرم دیگری
نشان میدهد.
در این وضعیت، محتوای تصویری ممکن است در عمل همان نقشی را داشته باشد که یک جمله صریح افتراآمیز دارد.
برای تحقق افترا باید بررسی شود:
- آیا محتوای منتشرشده جرم مشخصی را به شخص نسبت میدهد؟
- آیا منتشرکننده میتواند صحت انتساب را اثبات کند؟
- آیا شخص موردنظر قابل شناسایی است؟
- و انتشار به چه کسی منتسب است؟
ماده ۶۹۷، نسبتدادن صریح امر مجرمانه به دیگری با هر وسیله و ناتوانی در اثبات صحت آن را جرم دانسته است. (NezamAt)
آیا دیپفیک میتواند نشر اکاذیب باشد؟
بله، اگر محتوای ساختگی با قصد اضرار یا تشویش اذهان منتشر شود و عمل یا مطلب خلاف حقیقتی را به شخص نسبت دهد.
برای مثال:
- فیلم جعلی ورشکستگی یک شرکت؛
- صدای ساختگی مدیر درباره تعطیلی مجموعه؛
- تصویر جعلی یک پزشک در حال تبلیغ داروی غیرمجاز؛
- یا ویدئوی ساختگی یک وکیل در حال تأیید رفتار غیرقانونی.
ماده ۷۴۶ هم انتساب صریح و هم انتساب تلویحی اعمال خلاف حقیقت را شامل میشود و وقوع واقعی ضرر را شرط ضروری قرار نداده است. (NezamAt)
آیا استفاده تبلیغاتی از چهره یا صدای مصنوعی شخص جرم است؟
استفاده از چهره یا صدای شبیهسازیشده یک شخص برای تبلیغ ممکن است آثار مختلفی داشته باشد.
برای مثال، ویدئویی ساخته میشود که ظاهراً یک پزشک، وکیل، ورزشکار یا اینفلوئنسر محصولی را تأیید میکند.
در ارزیابی باید بررسی شود:
- آیا مخاطبان تصور میکنند تأیید واقعی است؟
- آیا از اعتبار حرفهای شخص استفاده شده است؟
- آیا کالا یا خدمت فروخته شده است؟
- آیا تصویر یا صدای واقعی او تحریف شده است؟
- آیا رفتار موجب زیان یا هتک حیثیت شده است؟
- و آیا حقوق مالی یا شخصیت وی نقض شده است؟
اگر محتوا برای فریب مشتریان و تحصیل مال استفاده شود، ممکن است افزون بر مسئولیت ناشی از تحریف تصویر، عناوین مالی و مسئولیت مدنی نیز مطرح شوند.
آیا شباهت یک شخصیت مصنوعی به فرد واقعی کافی است؟
برای طرح ادعا باید بتوان نشان داد که محتوا عرفاً به شخص معینی منتسب میشود.
اگر شخصیت مصنوعی فقط شباهتی کلی با افراد متعدد داشته باشد، انتساب آن به یک شخص خاص ممکن است دشوار باشد.
اما اگر این موارد وجود داشته باشند، شناسایی شخص تقویت میشود:
- شباهت دقیق چهره؛
- تقلید صدا؛
- استفاده از نام؛
- منشن حساب؛
- ذکر شغل یا محل کار؛
- لباس یا محیط اختصاصی؛
- و توضیحات همراه محتوا.
لازم نیست نام شخص همیشه صریحاً ذکر شود. کافی است مخاطبان با توجه به قرائن بتوانند او را تشخیص دهند.
اگر چهره واقعی استفاده نشده باشد، ماده ۷۴۴ قابل اعمال است؟
این موضوع نیازمند بررسی دقیق است.
ماده ۷۴۴ درباره تغییر یا تحریف فیلم، صوت یا تصویر «دیگری» است. اگر محتوای مصنوعی کاملاً از صفر ساخته شده و هیچ تصویر یا صدای متعلق به شخص در آن به کار نرفته باشد، انطباق دقیق با عنوان تغییر یا تحریف تصویر دیگری ممکن است محل بحث باشد.
بااینحال، اگر محتوای ساختهشده بهوضوح به یک شخص واقعی منتسب شود، ممکن است عناوین دیگری مانند:
- نشر اکاذیب؛
- افترا؛
- جعل هویت؛
- کلاهبرداری؛
- یا مسئولیت مدنی
قابل بررسی باشند.
بنابراین، نباید صرفاً به دلیل اینکه فایل از نظر فنی «تولیدشده از صفر» است، نتیجه گرفت هیچ مسئولیتی وجود ندارد.
آیا بازنشر دیپفیک ساختهشده توسط دیگری جرم است؟
ماده ۷۴۴ فقط سازنده را در نظر نگرفته است. شخصی که با علم به تغییر یا تحریف، محتوای مزبور را منتشر میکند نیز ممکن است مسئول باشد. (NezamAt)
در نتیجه، این دفاع که:
«من فیلم را نساختم و فقط استوری کردم»
همیشه کافی نیست.
برای مسئولیت بازنشرکننده باید بررسی شود:
- آیا از جعلیبودن محتوا اطلاع داشته است؟
- آیا آن را تأیید کرده است؟
- آیا توضیحی درباره ساختگیبودن داده است؟
- هدف او نقد، هشدار یا تخریب بوده است؟
- محتوا را برای چه مخاطبانی منتشر کرده است؟
- و آیا انتشار او عرفاً موجب هتک حیثیت شده است؟
بازنشر برای بررسی کارشناسی، تکذیب یا هشدار، با بازنشر تأییدکننده و تخریبگر یکسان نیست.
اگر شخص پس از اطلاع از جعلیبودن، محتوا را حذف کند چه میشود؟
حذف حساب یا محتوا لزوماً رفتار قبلی را از بین نمیبرد؛ اما میتواند در ارزیابی:
- علم و قصد؛
- میزان همکاری؛
- جلوگیری از گسترش آسیب؛
- و تعیین مجازات
مؤثر باشد.
اگر شخص پیش از آگاهی، محتوایی را بازنشر کرده و پس از اطلاع فوراً آن را حذف و تکذیب کرده باشد، وضعیت او با کسی که پس از اثبات جعلیبودن همچنان به انتشار ادامه میدهد، یکسان نیست.
آیا لایککردن دیپفیک جرم است؟
صرف لایککردن محتوای غیرمجاز معمولاً با ساخت یا انتشار مستقیم محتوا یکسان نیست.
اما اقداماتی مانند:
- بازنشر در استوری؛
- ارسال برای گروهها؛
- انتشار مجدد در پیج دیگر؛
- افزودن توضیح تأییدکننده؛
- یا مشارکت در ساخت و توزیع هماهنگ
ممکن است مسئولیت متفاوتی ایجاد کنند.
نقش هر شخص باید بر اساس رفتار واقعی او بررسی شود.
آیا ماده ۷۴۴ قابل گذشت است؟
بله. ماده ۷۴۴ در فهرست جرائم قابل گذشت ماده ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی قرار دارد.
بنابراین:
- تعقیب این عنوان اصولاً با شکایت بزهدیده آغاز میشود؛
- گذشت شاکی میتواند موجب توقف تعقیب یا اجرای مجازات همین عنوان شود؛
- و مجازات حبس قانونی آن مطابق تبصره ماده ۱۰۴ به نصف کاهش مییابد. (NezamAt)
اما ممکن است پرونده شامل جرائم دیگری نیز باشد؛ مانند:
- نشر اکاذیب رایانهای؛
- انتشار تصویر خصوصی؛
- تهدید؛
- کلاهبرداری؛
- یا انتشار محتوای مستهجن.
وضعیت قابل گذشتبودن هر عنوان باید جداگانه بررسی شود. گذشت نسبت به ماده ۷۴۴ الزاماً تمام پرونده را خاتمه نمیدهد.
چه کسی میتواند از دیپفیک شکایت کند؟
شخصی که تصویر، صدا یا هویت او در محتوای تحریفشده مورد استفاده قرار گرفته است، میتواند در صورت تحقق شرایط قانونی شکایت کند.
اگر قربانی کودک، محجور یا شخص حقوقی باشد، باید سمت شاکی و نماینده قانونی بررسی شود.
همچنین ممکن است چند بزهدیده وجود داشته باشند:
- شخصی که چهره یا صدای او جعل شده است؛
- شرکتی که اعتبارش آسیب دیده است؛
- اشخاصی که بر اثر محتوا فریب خوردهاند؛
- یا افرادی که به حساب جعلی پول پرداخت کردهاند.
ضرر و ادله هر شاکی باید جداگانه مشخص شود.
اگر دیپفیک از پیج ناشناس منتشر شود چه کنیم؟
ناشناسبودن حساب مانع ثبت شکایت نیست.
باید تمام اطلاعات قابل مشاهده حفظ شوند:
- نام کاربری؛
- لینک حساب؛
- تصویر پروفایل؛
- بیوگرافی؛
- پستها و استوریهای مرتبط؛
- دایرکتها؛
- شماره تلفن؛
- ایمیل؛
- شماره کارت؛
- سایت یا پیامرسان مرتبط؛
- و تاریخ و ساعت انتشار.
نباید شخص داخل عکس پروفایل یا دارنده شماره کارت، بدون بررسی مدیر قطعی پیج معرفی شود.
شناسایی منتشرکننده ممکن است از ترکیب مسیرهای ارتباطی، مالی، محتوایی، فنی و انسانی انجام شود.

چگونه جرم دیپفیک را مستندسازی کنیم؟
گام اول: کل صفحه منتشرکننده را ثبت کنید
فقط فایل جعلی را ذخیره نکنید. از موارد زیر مستند تهیه کنید:
- نام کاربری؛
- نام نمایشی؛
- تصویر پروفایل؛
- بیوگرافی؛
- تعداد دنبالکننده؛
- لینک؛
- و سایر پستهای مرتبط.
گام دوم: اسکرینرکورد پیوسته تهیه کنید
ضبط را از پروفایل آغاز کنید و سپس وارد پست، استوری، ریلز یا دایرکت شوید و از همۀ محتوا فیلم بگیرید.
گام سوم: فایل منتشرشده را حفظ کنید
نسخه موجود را با همان کیفیت نگهداری کنید و روی نسخه اصلی:
- نوشته اضافه نکنید؛
- آن را برش ندهید؛
- کیفیت را تغییر ندهید؛
- یا فیلتر اعمال نکنید.
گام چهارم: نسخه واقعی را پیدا کنید
اگر محتوای جعلی از یک عکس یا فیلم اصلی ساخته شده، نسخه واقعی را نیز جداگانه حفظ کنید.
گام پنجم: لینک و زمان را ثبت کنید
نشانی پست یا حساب و تاریخ و ساعت مشاهده را یادداشت نمایید.
گام ششم: واکنش مخاطبان را ثبت کنید
کامنتها، بازنشرها، پیامها و برداشت اشخاص میتوانند نشان دهند محتوا چگونه درک شده است.
گام هفتم: آثار انتشار را مستند کنید
مانند:
- تماس مشتریان؛
- لغو قرارداد؛
- تعلیق شغلی؛
- اختلاف خانوادگی؛
- مزاحمت؛
- یا مراجعه درمانی.
گام هشتم: نسخه پشتیبان امن تهیه کنید
فایلها را فقط روی یک تلفن همراه نگهداری نکنید.
آیا اسکرینشات برای اثبات دیپفیک کافی است؟
معمولاً خیر.
استفاده از اسکرینشات بهعنوان دلیل جرم میتواند وجود یک تصویر منتشرشده را نشان دهد، اما برای بررسی فنی و انتساب، مدارک بیشتری برای اثبات جرم لازم است.
بهتر است این موارد نیز حفظ شوند:
- فایل ویدئویی یا صوتی اصلی؛
- اسکرینرکورد پیوسته؛
- لینک حساب؛
- نسخه واقعی برای مقایسه؛
- دستگاهی که محتوا روی آن مشاهده شده؛
- پیامهای منتشرکننده؛
- و بازنشرهای دیگر.
کارشناس ممکن است برای بررسی:
- برشها؛
- فشردهسازی؛
- ناهماهنگی تصویر و صدا؛
- تغییرات فریم؛
- منشأ فایل؛
- و مقایسه با نسخه اصلی
به فایل کامل نیاز داشته باشد.
چگونه جعلیبودن فیلم یا صدا اثبات میشود؟
اثبات جعلیبودن محتوا معمولاً بر یک نشانه ظاهری متکی نیست.
ممکن است مجموعهای از این موارد بررسی شود:
- نسخه اصلی فیلم یا عکس؛
- تفاوت حرکت لب و صدا؛
- پرش یا ناهماهنگی فریمها؛
- نور و سایه؛
- لبههای چهره؛
- کیفیت و فشردهسازی؛
- اطلاعات فنی فایل؛
- سابقه انتشار؛
- منبع اولیه؛
- نمونه صدای واقعی؛
- و بررسی کارشناسی.
وجود یک ایراد ظاهری بهتنهایی ثابت نمیکند فایل حتماً دیپفیک است. از سوی دیگر، نبود نشانه آشکار نیز واقعیبودن محتوا را قطعی نمیکند.
ابزارهای عمومی تشخیص دیپفیک نیز ممکن است خطا کنند. نتیجه یک سایت یا اپلیکیشن ناشناس بهتر است فقط بهعنوان سرنخ تلقی شود، نه اثبات قطعی.
آیا متادیتای فایل جعلیبودن آن را ثابت میکند؟
متادیتا ممکن است اطلاعات مفیدی ارائه کند؛ مانند:
- تاریخ ایجاد؛
- نام نرمافزار؛
- مشخصات رمزگذاری؛
- نوع دستگاه؛
- یا تاریخ ویرایش.
اما این اطلاعات همیشه وجود ندارند و ممکن است:
- هنگام بارگذاری در اینستاگرام حذف شوند؛
- تغییر کنند؛
- قابل دستکاری باشند؛
- یا فقط آخرین مرحله ذخیرهسازی را نشان دهند.
بنابراین، متادیتا باید در کنار سایر دلایل بررسی شود و نباید بهتنهایی مبنای نتیجه قطعی قرار گیرد.
آیا میتوان فایل را برای تشخیص در سایتهای عمومی بارگذاری کرد؟
این اقدام ممکن است خطرناک باشد، بهخصوص اگر محتوا:
- خصوصی؛
- جنسی؛
- محرمانه؛
- مربوط به کودک؛
- یا حاوی اطلاعات تجاری
باشد.
ممکن است سرویس ناشناس:
- فایل را ذخیره کند؛
- از آن برای آموزش مدل استفاده کند؛
- آن را در اختیار اشخاص دیگر قرار دهد؛
- یا سیاست روشنی برای حذف داده نداشته باشد.
بهتر است فایل حساس بدون ضرورت در سایتهای ناشناس بارگذاری نشود و بررسی آن از مسیر مطمئن و تخصصی انجام گیرد.
آیا باید انتشار دیپفیک در اینستاگرام را فوراً ریپورت کنیم؟
گزارش محتوا به پلتفرم ممکن است موجب محدودشدن انتشار شود، اما بهتر است در حالت عادی پیش از ریپورت:
- پروفایل؛
- لینک؛
- فایل؛
- اسکرینرکورد؛
- کامنتها؛
- و آثار انتشار
ثبت شوند.
در مواردی که محتوا مستهجن، مربوط به کودک یا در حال انتشار گسترده است، کاهش فوری آسیب اهمیت بیشتری دارد.
ریپورتکردن جای شکایت قضایی، شناسایی منتشرکننده یا مطالبه خسارت را نمیگیرد.
اگر فایل حذف شود، آیا باز هم قابل پیگیری است؟
بله، حذف محتوا یا حذف حتی حساب کاربری همیشه به معنای از بین رفتن تمام ادله نیست.
ممکن است این موارد باقی مانده باشند:
- فایل ذخیرهشده؛
- اسکرینرکورد؛
- اعلانها؛
- پیام اشخاصی که آن را دیدهاند؛
- نسخههای بازنشرشده؛
- کش یا حافظه دستگاه؛
- پیامهای تهدید؛
- و حسابهای مرتبط.
اما نباید وعده داد که هر فایل حذفشده حتماً قابل بازیابی است. امکان بازیابی به نوع داده، زمان، دستگاه، تنظیمات و دسترسی قانونی بستگی دارد.
اگر فیلم فقط در استوری منتشر شود چه کنیم؟
به دلیل موقتبودن استوری باید سریع اقدام کرد:
- از صفحه کامل پروفایل تصویر بگیرید؛
- نام کاربری و لینک را ثبت کنید؛
- اسکرینرکورد را از پروفایل آغاز نمایید؛
- استوری کامل را ضبط کنید؛
- استوریهای قبل و بعد را نیز حفظ نمایید؛
- تاریخ و ساعت را یادداشت کنید؛
- بینندگان یا پاسخها را در صورت دسترسی ثبت کنید؛
- و فایل را برای افراد غیرضروری ارسال نکنید.
حذف خودکار استوری پس از مدت محدود، مسئولیت احتمالی انتشار قبلی را از بین نمیبرد.
آیا قربانی جرم دیپفیک باید عمومی اعلام کند فیلم جعلی است؟
انتشار تکذیبیه میتواند برای جلوگیری از فریب مخاطبان مفید باشد، اما باید دقیق و کنترلشده باشد.
متن مناسب میتواند چنین باشد:
«محتوای منتشرشده با نام و تصویر اینجانب واقعی نیست و بدون رضایت من تولید و منتشر شده است. موضوع از طریق مراجع قانونی در حال پیگیری است. لطفاً از بازنشر فایل خودداری کنید.»
بهتر است در تکذیبیه:
- خود فایل خصوصی یا مستهجن دوباره منتشر نشود؛
- نام فرد مظنون بدون اثبات قطعی اعلام نگردد؛
- مخاطبان به بازنشر برای افشاگری تشویق نشوند؛
- و فقط اطلاعات ضروری بیان شود.
آیا بازنشر فایل برای اثبات جعلیبودن آن مجاز است؟
ارائه محدود فایل به:
- وکیل؛
- ضابط؛
- مقام قضایی؛
- یا کارشناس
با انتشار عمومی آن یکسان نیست.
قربانی بهتر است برای اثبات موضوع، فایل را در پیج عمومی خود بازنشر نکند. این کار ممکن است:
- دامنه انتشار را بیشتر کند؛
- آسیب حیثیتی را افزایش دهد؛
- حقوق اشخاص دیگری را نقض کند؛
- و مسیر کنترل محتوا را دشوار سازد.
فایل باید فقط در حد ضرورت و از مسیر امن ارائه شود.
چه مدارکی برای شکایت از دیپ فیک لازم است؟
مدارک مهم در پرونده دیپفیک و شکایت از پیج اینستاگرام عبارتاند از:
- فایل جعلی منتشرشده؛
- نسخه واقعی برای مقایسه؛
- صفحه کامل منتشرکننده؛
- نام کاربری و لینک؛
- اسکرینرکورد پیوسته؛
- تاریخ و ساعت انتشار؛
- کامنتها و بازنشرها؛
- پیامهای تهدید یا اخاذی؛
- شماره تلفن و ایمیل مرتبط؛
- شماره کارت و رسید پرداخت؛
- نمونه صدای واقعی؛
- مدارک آثار حیثیتی، شغلی و مالی؛
- و مشخصات اشخاصی که محتوا را مشاهده کردهاند.
اگر فایل از چند حساب منتشر شده است، مدارک هر حساب باید جداگانه دستهبندی شوند.
نمونه متن شکواییه انتشار دیپفیک
ریاست محترم مرجع قضایی
با سلام
شخص یا اشخاصی که حساب اینستاگرامی با نام کاربری … را اداره میکنند، در تاریخ … فیلم/تصویر/فایل صوتی تحریفشدهای منتسب به اینجانب منتشر کردهاند. در محتوای مذکور، چهره/صدای اینجانب با استفاده از ابزارهای ویرایش یا هوش مصنوعی تغییر یافته و بهگونهای ارائه شده است که ظاهراً اینجانب در حال … هستم یا مطالب … را بیان کردهام.
محتوای منتشرشده واقعی نیست و نسخه اصلی تصویر/فیلم/نمونه صدای واقعی به پیوست ارائه میشود. انتشار فایل موجب هتک حیثیت و ورود خسارات … شده است.
اسکرینرکورد پیوسته، لینک حساب، فایل منتشرشده، نسخه اصلی، تصاویر بازنشر، پیامهای مرتبط و مشخصات شاهدان به پیوست تقدیم میشود.
با توجه به احتمال حذف محتوا، تغییر نام کاربری و ادامه بازنشر، تقاضای شناسایی سازنده و منتشرکننده، حفاظت از دادههای مرتبط، ارجاع امر به کارشناسی و رسیدگی به بزه موضوع ماده ۷۴۴ قانون مجازات اسلامی و سایر عناوین متناسب را دارم.
این متن باید با توجه به نوع فایل، محتوا، گستره انتشار و عناوین احتمالی دیگر بازنویسی شود.
چه درخواستهایی در شکواییه مطرح شود؟
حسب شرایط پرونده میتوان درخواستهای زیر را مطرح کرد:
- شناسایی مدیر حساب؛
- حفاظت از دادههای در معرض حذف؛
- بررسی حسابهای بازنشرکننده؛
- ارجاع فایل به کارشناس؛
- مقایسه نسخه اصلی و جعلی؛
- بررسی صوت یا تصویر؛
- بررسی دستگاههای مرتبط در حدود دستور قضایی؛
- شناسایی مسیر مالی در صورت اخاذی؛
- بررسی شماره تلفن و ایمیل؛
- رسیدگی به انتشار محتوای مستهجن؛
- بررسی تهدید یا نشر اکاذیب؛
- جلوگیری از ادامه انتشار در حدود اختیارات قانونی؛
- و مطالبه خسارت.
درخواست کلی «تشخیص دهید فیلم جعلی است» کافی نیست. بهتر است فایلها، نسخههای مقایسهای و موضوع دقیق کارشناسی معرفی شوند.
آیا میتوان خسارت مادی و معنوی مطالبه کرد؟
در صورت تحقق شرایط قانونی، بزهدیده میتواند ضرر و زیان ناشی از جرم را مطالبه کند.
خسارتهای احتمالی شامل این مواردند:
- لطمه به اعتبار حرفهای؛
- از دست رفتن شغل؛
- لغو قرارداد؛
- کاهش مشتری؛
- هزینه کنترل بحران؛
- هزینه درمان روانشناختی یا پزشکی؛
- مشکلات خانوادگی؛
- و آسیب معنوی و حیثیتی.
برای مطالبه خسارت باید:
- رفتار زیانبار؛
- انتساب آن به مرتکب؛
- ورود خسارت؛
- و رابطه سببیت
اثبات شوند.
بهتر است پیام مشتریان، نامه محل کار، اسناد لغو قرارداد، مدارک درمانی و سایر آثار از ابتدا حفظ شوند.
دفاعیات احتمالی متهمان جرم دیپ فیک
فایل را من نساختهام
ساختن و منتشرکردن دو رفتار متفاوتاند. حتی اگر متهم سازنده نباشد، انتشار آگاهانه محتوای تحریفشده ممکن است مشمول ماده ۷۴۴ باشد.
از جعلیبودن آن خبر نداشتم
علم منتشرکننده باید با توجه به منبع فایل، ظاهر محتوا، هشدارهای قبلی و رفتار او پس از اطلاع بررسی شود.
محتوا طنز بوده است
طنزآمیزبودن باید از زمینه و نحوه ارائه برای مخاطب متعارف روشن باشد. عنوان طنز، محتوای مستهجن یا حیثیتزدا را خودکار مجاز نمیکند.
شخص قابل شناسایی نیست
نام، تصویر، صدا، شغل، منشن و سایر قرائن بررسی میشوند.
هتک حیثیتی رخ نداده است
ماهیت محتوا، مخاطبان و آثار انتشار باید ارزیابی شوند.
پیج هک شده بود
اعلانهای امنیتی، دستگاههای متصل، زمان از دست رفتن دسترسی و اقدامات بازیابی بررسی خواهند شد.
فایل واقعی است
در این صورت، نسخه اصلی، کارشناسی، زمان و مکان ضبط و اصالت فایل اهمیت پیدا میکنند.
رضایت وجود داشته است
رضایت به ضبط یا استفاده محدود، لزوماً رضایت به تحریف و انتشار حیثیتزدا نیست.
اگر متهم ادعا کند فایل واقعی است چه باید کرد؟
شاکی نباید صرفاً با مشاهده ظاهری جعلیبودن، به نتیجه قطعی اکتفا کند.
برای رد ادعای واقعیبودن میتوان از این موارد استفاده کرد:
- نسخه اصلی فایل؛
- محل حضور شخص در زمان ادعایی؛
- شاهدان؛
- ناهماهنگی صوت و تصویر؛
- نمونه صدای واقعی؛
- سوابق انتشار؛
- اطلاعات فنی؛
- و کارشناسی.
در مقابل، صرف اینکه فایل کیفیت پایینی دارد یا چهره غیرطبیعی به نظر میرسد، همیشه برای اثبات تحریف کافی نیست.
اگر چند نفر در ساخت و انتشار دیپفیک نقش داشته باشند چه میشود؟
ممکن است نقشها میان چند شخص تقسیم شده باشند:
- یک نفر تصاویر اولیه را تهیه کند؛
- شخص دیگر مدل هوش مصنوعی را اجرا کند؛
- فرد سوم فایل را ویرایش نهایی کند؛
- شخص چهارم آن را منتشر نماید؛
- و شخص دیگری از قربانی پول مطالبه کند.
در پرونده باید نقش هر فرد جداگانه بررسی شود:
- چه کسی فایل را ساخته است؟
- چه کسی دستور ساخت داده است؟
- چه کسی آن را تحویل گرفته؟
- چه کسی منتشر کرده؟
- چه کسی از جعلیبودن آن اطلاع داشته؟
- و چه کسی منفعت برده است؟
صرف حضور در یک گروه یا دسترسی به فایل، مسئولیت همه رفتارها را خودکار ثابت نمیکند.
نقش وکیل جرائم رایانهای در پرونده دیپفیک
تشخیص عنوان قانونی صحیح
ممکن است پرونده فقط تحریف تصویر نباشد و افترا، نشر اکاذیب، انتشار تصویر خصوصی، تهدید یا کلاهبرداری نیز مطرح باشند.
تفکیک سازنده از منتشرکننده
سازنده فایل و مدیر پیجی که آن را منتشر کرده ممکن است اشخاص متفاوتی باشند.
حفظ صحیح فایلها
فایل جعلی، نسخه اصلی، لینکها و اطلاعات انتشار باید بدون تغییر نگهداری شوند.
تنظیم موضوع کارشناسی
پرسشهای کارشناسی باید دقیق باشند؛ مانند بررسی تحریف، مقایسه صدا، تعیین تفاوت فایلها و ارزیابی اصالت.
شناسایی گرداننده حساب
صاحب عکس پروفایل، دارنده سیمکارت و منتشرکننده واقعی لزوماً یک شخص نیستند.
جلوگیری از بازنشر زیانبار
وکیل میتواند راهی برای ارائه محدود دلیل بدون گسترش بیشتر محتوا پیشنهاد کند.
بررسی تعدد عناوین
دیپفیک مستهجن، تهدید به انتشار و اخاذی ممکن است هرکدام آثار جداگانه داشته باشند.
مستندسازی خسارت
آثار شغلی، تجاری، خانوادگی و روانی باید به مدارک قابل ارائه تبدیل شوند.
تنظیم توافق یا گذشت
ازآنجاکه ماده ۷۴۴ قابل گذشت است، متن رضایت باید آثار آن را نسبت به سایر عناوین و خسارات روشن کند.

اشتباهات رایج قربانیان در شکایت از دیپ فیک
رفتارها و اقدامات زیر ممکن است مسیر شکایت از دیپ فیک در اینستاگرام را برای کسانی که قربانی این جرم شدهاند دشوار سازد! بنابراین با ملاحظۀ دقیق آنها از انجامشان خودداری کنید:
۱. بازنشر فایل برای تکذیب
این کار ممکن است دامنه آسیب را چند برابر کند.
۲. اکتفا به یک اسکرینشات
فایل ویدئویی، پروفایل، لینک و نسخه اصلی نیز باید حفظ شوند.
۳. ویرایش تنها نسخه دلیل
افزودن نوشته یا تبدیل مکرر فایل میتواند بررسی فنی را دشوار کند.
۴. اعتماد کامل به ابزارهای آنلاین تشخیص
این ابزارها ممکن است خطای مثبت یا منفی داشته باشند.
۵. بارگذاری فایل خصوصی در سایت ناشناس
ممکن است محرمانگی فایل از بین برود.
۶. متهمکردن صاحب عکس پروفایل
ممکن است حساب ناشناس با تصویر شخص بیارتباط ساخته شده باشد.
۷. ریپورتکردن پیش از مستندسازی
احتمال حذف محتوا و از دست رفتن مستقیم مدارک وجود دارد.
۸. تهدید متقابل منتشرکننده
این کار ممکن است پرونده دیگری ایجاد کند.
۹. معرفی عمومی شخص مظنون
تا پیش از احراز هویت مدیر حساب، نباید شخصی بهعنوان مجرم قطعی معرفی شود.
۱۰. فرض اینکه جعلیبودن فایل کاملاً آشکار است
آنچه برای قربانی روشن است، باید برای مرجع رسیدگی نیز با دلیل اثبات شود.
۱۱. نادیدهگرفتن نسخه اصلی
مقایسه فایل جعلی با منبع واقعی یکی از مهمترین بخشهای بررسی است.
۱۲. تأخیر در اقدام
حساب، استوری، فایلها و بازنشرها ممکن است بهسرعت حذف یا تغییر کنند.
چکلیست اقدامات فوری پس از مشاهده دیپفیک در اینستاگرام
- صفحه کامل منتشرکننده را ثبت کنید؛
- نام کاربری و لینک را ذخیره نمایید؛
- از مسیر پروفایل تا فایل اسکرینرکورد بگیرید؛
- نسخه منتشرشده را با همان کیفیت حفظ کنید؛
- نسخه اصلی تصویر، فیلم یا صدا را پیدا کنید؛
- تاریخ و ساعت را بنویسید؛
- کامنتها و بازنشرها را ثبت کنید؛
- پیامهای تهدید یا مطالبه وجه را نگه دارید؛
- فایل را برای اشخاص غیرضروری ارسال نکنید؛
- آن را در سایتهای ناشناس بارگذاری نکنید؛
- روی نسخه اصلی چیزی ننویسید؛
- مدارک آثار شغلی و حیثیتی را جمعآوری کنید؛
- از معرفی عمومی فرد مظنون خودداری نمایید؛
- و موضوع را برای تشخیص عنوان و کارشناسی مناسب، تخصصی بررسی کنید.
نمونه عملی اول: فیلم جنسی دیپفیک
شخصی چهره همکار سابق خود را روی یک فیلم مستهجن قرار داده و آن را در یک پیج ناشناس منتشر میکند.
در این پرونده ممکن است موارد زیر بررسی شوند:
- تحریف تصویر موضوع ماده ۷۴۴؛
- تبصره مربوط به تحریف مستهجن؛
- انتشار محتوای مستهجن؛
- هتک حیثیت؛
- شناسایی مدیر پیج؛
- و خسارات شغلی و روانی.
قربانی نباید برای اثبات جعلیبودن، فیلم را در صفحه خود بازنشر کند.
نمونه عملی دوم: صدای جعلی مدیرعامل
فایل صوتی با صدای شبیهسازیشده مدیرعامل برای حسابدار شرکت ارسال میشود و از او میخواهد مبلغی را به حساب مشخصی واریز کند.
در این پرونده ممکن است افزون بر تحریف صوت، موارد زیر مطرح شوند:
- کلاهبرداری یا شروع به آن؛
- استفاده از هویت حرفهای؛
- مسیر مالی؛
- و نقش دارنده حساب مقصد.
اگر فایل فقط برای فریب مالی استفاده شده باشد، باید بررسی شود آیا عنصر هتک حیثیت ماده ۷۴۴ نیز وجود دارد یا عنوان مالی، محور اصلی پرونده است.
نمونه عملی سوم: اعتراف جعلی یک وکیل
ویدئویی ساخته میشود که در آن ظاهراً یک وکیل اعتراف میکند برای نتیجه پرونده رشوه پرداخت کرده است.
این محتوا ممکن است:
- تصویر و صدای تحریفشده باشد؛
- جرم مشخصی را به شخص نسبت دهد؛
- حاوی نشر اکاذیب باشد؛
- و به اعتبار حرفهای او آسیب بزند.
در این پرونده، نسخه اصلی، نمونه صدای واقعی، حساب منتشرکننده و واکنش مخاطبان اهمیت دارند.
نمونه عملی چهارم: طنز آشکار
کاربری فیلمی کاملاً غیرواقعی و اغراقآمیز از یک چهره عمومی میسازد و بهوضوح روی آن مینویسد «پارودی و ساختهشده با هوش مصنوعی».
در این وضعیت باید همچنان محتوا، هدف و آثار آن بررسی شوند. آشکاربودن طنز و غیرواقعیبودن میتواند در رد فریب یا هتک حیثیت مؤثر باشد؛ اما اگر فایل مستهجن یا حاوی نسبت مجرمانه و تخریبگر باشد، برچسب طنز بهتنهایی کافی نیست.
نمونه عملی پنجم: بازنشر بدون ساخت فایل
شخصی فیلم جعلی را دریافت میکند و با علم به ساختگیبودن، آن را با توضیح «واقعیت این شخص را ببینید» برای هزاران دنبالکننده استوری میکند.
هرچند او سازنده فایل نیست، انتشار آگاهانه محتوای تحریفشده و حیثیتزدا ممکن است تحت ماده ۷۴۴ بررسی شود. (NezamAt)
تصویر، صدا یا فیلم جعلی با نام و چهره شما منتشر شده؟
پیش از بازنشر برای تکذیب یا ریپورتکردن حساب، نسخه کامل و دستنخورده مدارک را حفظ کنید.
بررسی تخصصی دیپفیک، تحریف صوت و تصویر و هتک حیثیت دیجیتال
وکیل علیرضا طباطبایی هاشمی
وکیل و پژوهشگر جرائم رایانهای و ادله الکترونیکی
نتیجهگیری و جمعبندی نحوه شکایت از دیپ فیک
دیپفیک میتواند ابزار تولید محتوای آموزشی و هنری باشد، اما استفاده از آن برای تحریف چهره، صدا یا فیلم دیگری و تخریب اعتبار او ممکن است مسئولیت کیفری و مدنی ایجاد کند.
مهمترین مبنای قانونی، ماده ۷۴۴ قانون مجازات اسلامی است که تغییر یا تحریف فیلم، صوت یا تصویر دیگری و انتشار آن را، در صورتی که عرفاً موجب هتک حیثیت شود، جرم میداند. این ماده همچنین منتشرکنندهای را که با علم به تحریفشدهبودن محتوا آن را بازنشر میکند، در بر میگیرد. (NezamAt)
برای تحقق این عنوان باید بررسی شود:
- محتوا به شخص معینی تعلق یا انتساب دارد؛
- تغییر یا تحریف شده است؛
- منتشر یا در دسترس دیگران قرار گرفته است؛
- موجب هتک حیثیت عرفی شده است؛
- و رفتار به سازنده یا منتشرکننده معینی قابل انتساب است.
اگر محتوای تحریفشده مستهجن باشد، قانون حداکثر هر دو مجازات مقرر را پیشبینی کرده است. حسب شرایط ممکن است عناوین دیگری مانند نشر اکاذیب، افترا، انتشار تصویر خصوصی، تهدید، اخاذی یا کلاهبرداری نیز مطرح شوند.
چند قاعده مهم باید مورد توجه قرار گیرد:
واقعینبودن فیلم، مانع مسئولیت ناشی از انتشار آن نیست.
منتشرکننده آگاه ممکن است حتی اگر سازنده فایل نباشد، مسئول شناخته شود.
برچسب طنز یا هوش مصنوعی همیشه هتک حیثیت را از بین نمیبرد.
دیپفیک مستهجن وضعیت کیفری شدیدتری دارد.
اسکرینشات بهتنهایی معمولاً برای اثبات فنی جعلیبودن محتوا کافی نیست.
بازنشر فایل برای تکذیب آن ممکن است ناخواسته دامنه آسیب را گسترش دهد.
وکیل جرائم رایانهای میتواند عنوان قانونی صحیح را مشخص کند، فایل اصلی و جعلی را بهصورت اصولی مستند سازد، موضوع کارشناسی را دقیق تنظیم کند و میان سازنده، منتشرکننده، مدیر حساب و اشخاصی که صرفاً فایل را دریافت کردهاند تفکیک ایجاد نماید.
سؤالات متداول درباره شکایت از دیپ فیک و مجازات دیپ فیک در اینستاگرام
مجازات دیپفیک در ایران چیست؟
عنوان مستقلی با نام دیپفیک وجود ندارد، اما تحریف فیلم، صوت یا تصویر دیگری و انتشار حیثیتزدای آن ممکن است مشمول ماده ۷۴۴ باشد. مجازات شامل حبس قانونی یا جزای نقدی تعدیلشده از پنجاه میلیون تا سیصدوسی میلیون ریال یا هر دو است و حبس این جرم به دلیل قابل گذشتبودن، مطابق تبصره ماده ۱۰۴ به نصف کاهش مییابد. (NezamAt)
آیا ساخت فیلم جعلی با هوش مصنوعی جرم است؟
صرف استفاده از هوش مصنوعی جرم نیست. تغییر یا تحریف محتوای متعلق به دیگری، انتشار آن و هتک حیثیت از عناصر مهم ماده ۷۴۴ هستند.
آیا منتشرکنندهای که فایل را نساخته مسئول است؟
اگر با علم به تغییر یا تحریف، فایل حیثیتزدا را منتشر کند، ممکن است مشمول ماده ۷۴۴ باشد.
مجازات دیپفیک مستهجن چیست؟
تبصره ماده ۷۴۴ در صورت مستهجنبودن تحریف، اعمال حداکثر هر دو مجازات مقرر را پیشبینی کرده است. عناوین مربوط به انتشار محتوای مستهجن نیز ممکن است جداگانه مطرح شوند. (NezamAt)
آیا صدای جعلی نیز مشمول قانون است؟
بله. ماده ۷۴۴ فیلم، صوت و تصویر را شامل میشود.
آیا درج عبارت «ساختهشده با هوش مصنوعی» مانع مسئولیت است؟
نه لزوماً. محتوا، زمینه، قصد، آثار انتشار و میزان هتک حیثیت باید بررسی شوند.
آیا دیپفیک میتواند افترا باشد؟
بله، اگر محتوای جعلی ارتکاب جرم مشخصی را به شخص نسبت دهد.
آیا دیپفیک میتواند نشر اکاذیب باشد؟
بله، اگر با قصد اضرار یا تشویش اذهان، مطلب یا عمل خلاف حقیقتی به شخص نسبت داده شود.
آیا ماده ۷۴۴ قابل گذشت است؟
بله. این جرم در ماده ۱۰۴ در زمره جرائم قابل گذشت قرار گرفته است.
آیا اسکرینشات برای اثبات جعلیبودن فیلم کافی است؟
معمولاً خیر. فایل کامل، نسخه اصلی، لینک، اسکرینرکورد و حسب ضرورت کارشناسی نیز اهمیت دارند.
آیا میتوان از پیج ناشناس شکایت کرد؟
بله. باید مشخصات حساب، فایل، لینک و تمام سرنخهای ارتباطی و مالی ارائه و درخواست شناسایی مدیر حساب مطرح شود.
آیا حذف فیلم پس از انتشار مانع شکایت است؟
خیر. اگر انتشار قبلی مستند شده باشد، حذف بعدی مسئولیت احتمالی را خودکار از بین نمیبرد.





